چرتم میبره.پلک هام سنگینه و صدای معلم مثل لالائی میمونه برام.به زور چشمامو باز نگه میدارم.معلم معارف اسلامی سعی میکنه حالیمون کنه که علت که تامه شد معلول واجب الوجوب میشه من که هیچ نمی فهمم بقیه هم همینطور هاج و واج نگاهش میکنن.
زنگ تفریح که میخوره همه به سمت در کلاس حمله میکنیم...
کاش اون روزا به جای اون درس مزخرف یه پرستار...یه دانشجوی پزشکی می اومد سر کلاس و بهمون یاد میداد بهداشت جنسی چیه؟امراض مقاربتی به چی میگن؟ راههای جلوگیری چی هستن؟ چه خطراتی ممکنه در انتظارمون باشه و هزار چیز نگفته دیگه که همیشه دونستنش عیب بوده و موضوع پچ پچ شاگرد تنبل های ته کلاس که دوست پسر داشتن و اگه باهاشون میگشتیم ول و تنبل میشدیم.
نهایت دانشمون اون چیزی بود که از دختر های زود شوهر کرده فامیل میشنیدیم و اگه از بخت بد فرزند ارشد خانواده بودیم ...
کاش مادر و پدر ها به جای اینکه نگران نجابت دختراشون باشن نگران سلامتی شون باشن.
کاش اونائی که میدونن به اونائی که نمیدونن یاد بدن.
کاش مردها چه در ممالک پیشرفته و چه غیر پیشرفته موقع هر نزدیکی خودشون رو در قبال سلامت شریک جنسی شون مسئول بدونن.
کاش مردها در کنار مطالب مهم یه کم هم تو اینترنت دنبال چیزای کم اهمیت تر بگردن و بین این همه سایت در مورد بهداشت جنسی یه نگاهی به یکیشون بکنن.
کاش مردها یه کم به حقوق زنها اهمیت بدن .
کاش هیچ زنی دل نگران دیدن فردا نباشه...
کاش کابوس مرگ نباشه...