زندگی داره به روال سابق نزدیک میشه.آرتا جونم سه شبه مثل موش میره تو اتاقش میخوابه و انگار اونجا آروم تره و شبا جیغ نمیزنه و ما بهتر میخوابیم.روزا هم تو روروک یا رو زمین بازی میکنه و کلی با هم کیف میکنیم و من میخورمش و اون از کیف جیغ میرنه...
خونه مون باز تمیز شده و همه جا مرتبه.به همه کارم میرسم و احساس خوبی از تو خونه بودن دارم.
عید نزدیکه و من احساس خوب عید دارم.بوی تمیزی میاد.پارسال تین وقت خونه ما چه ول بشوئی بود...بنائی و خاک و خل و من حامله...بی توالت و حموم!!!
با دوست جونم میتونیم بشینیم تلویزیون ببینیم و چای بخوریم و آرتا هم باشه و بازی کنه و دور ما بپلکه!
امیدوارم به زودی کارای بیشتری بتونم انجام بدم و تا چند ماه دیگه برم مدرسه...
امسال عید خوبی خواهد بود...یه سبزه کوچیک هم واسه آرتا میذارم...
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 23:13  توسط ناردونه
|
