آشپزخونه برق میزنه.خیالم راحته که توی همه کشوها و کابینت ها تمیزه.دوست جونم شیشه ها رو پاک کرده و پرده های تازه شسته رو آویزون کردم و رد که میشم بوی خوب پودر و نرم کننده میدن.
سبزه ها هنوز سبز نشدن و فقط جوونه های کوچیکی زدن که سفیده و بعیده تا شب عید سبز شن.من به امید سبزه حاضری خریدن نشستم.
۴ شنبه سوری نزدیکه.تو این هفته میرم سنبل میخرم.۷ تا کاسه دست ساز رنگی واسه سفره هفت سین خریدم.خدا کنه سمنو پیدا کنم شب ۴ شنبه سوری!
همه اینا حکایت از شب عید خوبی دارن...احساس عید دارم.این اولین بهار زندگی آرتای کوچیکه ماست...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 0:31  توسط ناردونه
|
