دیشب ۴ شنبه سوری خوش گذشت.خبری هم نبود ها...ولی خوش گذشت.بوی دود و چربی کباب گرفتیم و یه کم در خال راه رفتن به دنبال جماعتی که مثل حجاج هی طواف میکردن ایستاده و کالسکه هل دهان (این ترکیب رو خودم ساخته ام )قر دادیم و یه کم با پوتین لژ دار در جا بپر بپر کردم و خودم نفهمیدم چرا؟...بعد اومدیم خونه.پارسال هم همین جوری بود ولی من حالم گرفته شده بود.به این نتیجه رسیدم که جای آدم با اتفاقات و مسائل که تغییر میکنه حال آدم هم عوض میشه.امسال من نه به هوا غر میزنم که همش میباره و سرده...نه به خونه ها که همه شبیه به هم هستن...نه به آدمها که چرا سردن و نه به هیچ چیز دیگه.همه چیز مثل قبله( به فتح الف) ولی من تغییر کرده ام...میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست...
امیدوارم این سال جدید برای همه خوب باشه.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 15:15  توسط ناردونه
|
