یه جورائی دیگه نطقم کور شده! میگن غربت یعنی همین ولی من باور نمیکنم.میگن آدمو پژمرده میکنه ولی من باز هم باور نمیکنم...میگم تا عشق هست و امید هیچ کدوم این حرفا رو باور نمیکنم ولی دست خودم نیست...دیگه نمیتونم بنویسم.شاید قهر کردم با کی؟ خدا میدونه ...ولی به من نمیگه!
مرسی از همه دوستانی که اومدن و خوندن و نظر دادن و نظر ندادن و ....
مرسی از همه دوستی های پر مهر تو این صفحه مجازی نورانی...
مرسی از حرفای خوبی که زده شد و زده نشد
میام و میخونم و بهتون سر میزنم
خدا رو چه دیدیم؟ شاید روزی دیگر باز حرفی برای گفتن بود و عمری باقی و حوصله ائی و دلی و روزگار مهربانی و ....
همه شاد باشید و پر مهر
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 2:9  توسط ناردونه
|
