تبليغاتX
ناردونه - حرف آخر

ناردونه

یه جورائی دیگه نطقم کور شده! میگن غربت یعنی همین ولی من باور نمیکنم.میگن آدمو پژمرده میکنه ولی من باز هم باور نمیکنم...میگم تا عشق هست و امید هیچ کدوم این حرفا رو باور نمیکنم ولی دست خودم نیست...دیگه نمیتونم بنویسم.شاید قهر کردم با کی؟ خدا میدونه ...ولی به من نمیگه!

مرسی از همه دوستانی که اومدن و خوندن و نظر دادن و نظر ندادن و ....

مرسی از همه دوستی های پر مهر تو این صفحه مجازی نورانی...

مرسی از حرفای خوبی که زده شد و زده نشد

میام و میخونم و بهتون سر میزنم

خدا رو چه دیدیم؟ شاید روزی دیگر باز حرفی برای گفتن بود و عمری باقی و حوصله ائی و دلی و روزگار مهربانی و ....

همه شاد باشید و پر مهر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 2:9  توسط ناردونه  |